محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

621

خلاصة الحكمة ( فارسى )

داعى آن است « 1 » و آلت ، معين آن . امّا نبض كهول ، صغيرتر است ؛ به سبب ضعف قوّت و قصور حاجت و صلابت آلت . و لهذا بسيار متفاوت مىباشد . و امّا نبض شيوخ ممعنِ « 2 » كبير السنِّ ؛ قُوا به تحليل يافته ، صغير متفاوت بطىء مىباشد ؛ به سبب وجود اسباب اين‌ها . و بسا هست « 3 » كه مىباشد نرم ، به سبب غلبهء رطوبت غريبهء بالّه و افناء رطوبت غريزيه . مقصد دوم از خاتمهء فصل دوم : در بيان نبض مختص به زنانِ [ حامله ] كه از آن جمله نبض حُبالى - يعنى زنان آبستن - است . و آن ، در عِظَم و سرعت و تواتر ، زياده مىباشد از آن چه قبل از حمل بوده ؛ به سبب آن كه احتياج جنين [ هم ] مزيد احتياج او گشته ؛ پس گويا كه مستنشَق است به دو جانب و دو تنفّس . و امّا قوّت ، نه زياده گردد و نه بكاهد ، مگر به مقدار اعيا كه از ثقل حمل او را عارض گردد . و در حالتِ حمل به پسر ، نبضِ أيمنِ او عظيم‌تر و سريع‌تر و متواتر و ممتلىتر از ايسر او مىباشد . و در حالت حمل به دختر ، بالعكس . و سبب اين ، در تشريح رحم در خلقت جنين ذكر يافت . مقصد سوم : در بيان احكام نبض اعراضِ نفسانيه يعنى انفعالاتى كه عارض روح حيوانى مىگردد به سبب ورود امورى چند بر قواى نفسانيه ، كه عارض روح مىگردد و ممدّ و معاون همه قوّه حيوانى است ؛ مانند غضب و فرح و غم و خوف و امثال اين‌ها ؛ مثلًا :

--> ( 1 ) . ب : ( است ) حذف شده . ( 2 ) . ب : معين ممعن . ( 3 ) . ب : است .